محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
361
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
با نمك مزيد تحليل فضول و مجفّف رطوبات فضليه است و اين معنى موجب تقويت بشره و تصلّب وى است . و اگر نخست به آب نمك تنها بشويند ، بعده به آبى كه در وى اين چيزها باشند بشويند نيز روا است . بالجمله ، غرض عمده ، حصول صلابت و قوت بشره است كه بدن طفل نسبت به ملاقات خارجيه در غايت مجانبت مىباشد و بدان سبب بر اندك چيز ايذا مىيابد ، پس لازم ديدهاند كه اول به تقويت بشره كوشند ، تا از آفت كثيره مصون ماند . لهذا گفتهاند كه اگر تن طفل كثير الوسخ و زائد الرطوبة بود دليل ضعف بشرهء او باشد و در اين صورت بايد كه مكرر به نمك آب تن او بمالند و بعد تمليح او را به آب شيرين شستن لازم دانند ، براى آن كه از استعمال نمك آب مسام بند مىشود ، پس به آب نيمگرم بشويند تا رطوبات فضليه به تحليل رود . و امر به احتياط از رسيدن نمك به دهن و بينى و چشم از آن كرده شد كه اغشيهء اين اعضا چون در غايت نزاكتاند و رقّت دارند احتمال قوى است كه از حدّت نمك متضرر گردند . و فائدهء اجتناب از وقوع آب در گوش هرگونه كه باشد ظاهر است . و حين غسل ، بايد كه قابله طفل را بر ذراع ايسر خود بنهد بدين حيثيت كه سينهء طفل بر ذراع قابله بود و شكم او جدا باشد و به دست راست غسل و دلك همىكند و دستها و پايهاى طفل را به تدريج همىكشد به جهات مختلفه ، مثلا دستها را يك بار به سوى پشت برد ، چنانچه هر دو كف دست به نهايت كمر رسد و يك بار دستها را به مؤخّر سر رساند و كذا پايها را يك بار به افخاذ رساند ، بدين وجه كه هر دو ساق را پيچ داده قدمها را به سرين و اصل سازد و يك بار هر دو پايها را راست كرده بكشد . و اين جمله كشيدنها بايد كه در نهايت رفق و تأنّى باشد تا اصلا آسيبى به آن طفل نرسد . و بايد دانست كه استناد سينهء طفل بر ذراع قابله و شكمش جدا داشتن ، بهر آن اختيار كردهاند كه چون سينه سخت است از سختى ذراع متضرر نخواهد شد ، به خلاف شكم كه اگر وى بر ذراع معتمد بود بنا بر لين محل ، خوف تضرّر دارد . و اگرچه پشت استوارتر از سينه است در اين كار ، ليكن ظاهر است كه اگر طفل را از طرف پشت او بر ذراع نهند چون هر دو طرف كه سرين و سر است ثقالت دارد ، اغلب كه پشت منعطف شود ، بدان سبب مفاصل مهرههاى پشت سست گردند و موجب آفت باشد و معلوم است كه در صورت مأموره ، اين خوف نبود ، تا كه صلابت در اعضاى طفل پديد آيد ، به همين نهج حين غسل بايد داشت و بعد غسل به خرقهء نرم نشف كنند و خشك سازند و نخست بر شكم غلطانند ، پستر بر پشت . و مع ذلك پيوسته غمز مناسب كه مصلح اشكال اعضا باشد همىكنند و در خرقه پيچند . و اندر چشم زيت چكانند تا تنقيه چشم و طبقات او كند و جهت اين كار زيت الانفاق بهتر است ، زيرا كه در جلا و غسل قويتر است . و به هنگام اغتسال نخستين ، بايد كه قابله به انگشت خنصر دبر طفل را منفتح سازد تا براز مستجمع مستخرج گردد و معلوم نمايند كه اندر شكم مادر جنين تبرز نمىكند بناءً عليه مخرج او مسدود